تبليغاتX
هیئت انصارالمهدی(عج)
«شب قدر» واژه‌ای قرآنی است. این شب در قرآن، در سوره قدر، با صفت «مبارکه» یاد شده و بهتر از هزار ماه دانسته شده است. « انا انزلنه فی لیله مبارکه، لیله القدر خیر من الف شهر »
(ما قرآن را در شب مبارک فرو فرستادیم. شب قدر از هزار ماه برتر است.)
در شب قدر، همه امورات عالم اندازه‌گیری می‌شود و به تصویب حجت خدا در هر زمان می‌رسد. دقیقاً معلوم نیست شب قدر کدام شب است؛ گروهی آن را در طول سال محتمل می‌دانند و گروهی در ماه رمضان، گروهی یکی از 12 شب آخر این ماه و گروهی یکی از شب‌های بیست و یکم، بیست و سوم و نوزدهم ماه رمضان را شب قدر می‌دانند. شیعیان نیز عموماً شب بیست و سوم را شب قدر می‌دانند.
این شب دارای اعمال فراوانی است که در کتب دعایی مذکور است. خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن مستحب است.
بنا بر روایات، روز قدر هم به اندازه شب قدر ارجمند است. دعا و استغفار در شب قدر، وظیفه دانسته شده است و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بر دعا در آن و طلب عافیت از خداوند تأکید فرموده است.

منابع:
المیزان، ج 18، ص 138 - مفاتیح الجنان اعمال شبهای قدر.
+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در پنجشنبه 11 شهریور1389 و ساعت 23:2 |

قدر ليلة القدر را بدانيم

رهبر معظم انقلاب

لیله‌القدری که در این ماه رمضان است و قرآن صریحا می‌فرماید: "لیله‌القدر خیر من الف شهر"؛ یک شب، بهتر است از هزار سی روز (هزار ماه)، بسیار مهم است. چرا این قدر فضیلت را به یک شب دادند؟ زیرا برکات الهی در این شب زیاد است؛ نزول ملائکه در این شب زیاد است؛ این شب، سلام است؛

 منبع: www.dolat.ir
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد جراح در یکشنبه 7 شهریور1389 و ساعت 15:20 |

 


على عليه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گريبان بود، او شب هجرت پيغمبر صلى الله عليه و آله در فراش آن حضرت كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زير شمشيرها بگيرند آرميده بود، على عليه السلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشير بود و حريفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او مي فرمود براى من فرق نمي كند كه مرگ به سراغ من آيد و يا من به سوى مرگ روم بنابر اين براى او هيچگونه جاى ترس نبود، على عليه السلام وصيت خود را به حسنين عليهماالسلام چنين بيان فرمود:

''اوصيكما بتقوى الله و ان لا تبغيا الدنيا و ان بغتكما، و لا تأسفا على شى ء منها زوى عنكما...'' (4) ؛ شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش مي كنم و اين كه دنيا را نطلبيد اگر چه دنيا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنيا) از دست شما رفته باشد تأسف مخوريد و سخن راست و حق گوئيد و براى پاداش (آخرت) كار كنيد، ستمگر را دشمن باشيد و ستمديده را يارى نمائيد.

شما و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظيم امور زندگى و سازش ميان خودتان سفارش مي كنم زيرا از جد شما پيغمبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه مي فرمود سازش دادن ميان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است، از خدا درباره يتيمان بترسيد و براى دهان آنها نوبت قرار مدهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بى توجهى شما در نزد شما ضايع نگردند، درباره همسايگان از خدا بترسيد كه آنها مورد وصيت پيغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش مي كرد تا اين كه ما گمان كرديم براى آنها (از همسايه) ميراث قرار خواهد داد. و بترسيد از خدا درباره قرآن كه ديگران با عمل كردن به آن بر شما پيشى نگيرند، درباره نماز از خدا بترسيد كه ستون دين شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسيد و تا زنده هستيد آن را خالى نگذاريد كه اگر آن خالى بماند (از كيفر الهى) مهلت داده نمي شويد و بترسيد از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگى و بخشش به يكديگر باشيد و از پشت كردن به هم و جدائى از يكديگر دورى گزينيد، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانى كنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها مي خوانيد) و او دعايتان را پاسخ نگويد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد جراح در یکشنبه 7 شهریور1389 و ساعت 14:55 |
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» از
اسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است و شب‌های قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان
بسیار زیاد و نامحدود است.
img/daneshnameh_up/1/1e/ramezan.jpg
به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات
حضرت خدیجه
در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت
امام حسن مجتبی علیه السلام
نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر
در سال دوم هجرت.
فتح مکه
در سال هشتم هجرت.
مراسم
عقد اخوت و پیمان برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و امام علی علیه السلام
.
بیعت مردم به ولایت‌عهدی
امام رضا علیه السلام
در سال 201 قمری.

منابع :
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 21

فضیلت ماه رمضان:

ماه رمضان ماه خداوند، ماه نزول قرآن و از شریف‌ترین ماه‌های سال است. در این ماه درهای آسمان و بهشت گشوده و درهای جهنم بسته می‌شود، و عبادت در یکی از شب‌های آن ( شب قدر ) بهتر از عبادت هزار ماه است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در خطبه شعبانیه خود
 درباره فضیلت و عظمت ماه رمضان فرموده است: «ای بندگان خدا! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما روی آورده است؛ ماهی که نزد خداوند بهترین ماه‌ها است؛ روزهایش بهترین روزها، شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعاتش بهترین ساعات است.
بر مهمانی خداوند فرا خوانده شدید و از جمله اهل کرامت قرار گرفتید. در این ماه، نفس‌های شما تسبیح، خواب شما عبادت، عمل‌هایتان مقبول و دعاهایتان مستجاب است.
پس با نیت‌ای درست و دلی پاکیزه،‌ پروردگارتان را بخوانید تا شما را برای روزه داشتن و تلاوت قرآن توفیق دهد. بدبخت کسی است که از آمرزش خدا در این ماه عظیم محروم گردد. با گرسنگی و تشنگی در این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت باشید.»

آن گاه پیامبر اکرم وظیفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقیران، احترام به سالخوردگان، ترحم به کودکان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهربانی به یتیمان و نیز عبادت و سجده های طولانی، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در
 این ماه سخن گفت.

منابع :
مفاتیح الجنان،‌ تفسیر نمونه، ‌ج 1، ص 634؛ المیزان، ‌ج 2، ص 15

+ نوشته شده توسط جواد جراح در پنجشنبه 21 مرداد1389 و ساعت 21:8 |
دیدار سه مولود مبارک باشد

این دولت مسعود مبارک باشد

میلاد اباالفضل و حسین وسجاد بر مهدی موعود مبارک باشد.

مسئول هیئت جوانان انصارالمهدی (عج) شهرستان نی ریز اعیاد بزرگ شعبانیه را به اعضاء وشیعیان جهان تبریک می گوید. 

+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در جمعه 25 تیر1389 و ساعت 23:45 |

دعا از هر حیث مخصوصا براى سلامتى امام زمان (عج) آثار و بركات فراوانى دارد از جمله:
1- نشانگر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است. اگر چه دوستى تمام ائمه معصومین بخشى از ایمان و شرط قبولى اعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان (عج) موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در سه شنبه 1 تیر1389 و ساعت 1:13 |
سخن را از اين جا آغاز مي‏كنيم كه طبق نقل جابربن عبدالله انصاري، پيامبراكرم(ص) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: خداوند خطاب به شما چنين فرمود:
"يا اَحْمَدُ لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الاَفْلاكَ، وَ لَوْلا عَلِيٌّ لَما خَلَقْتُكَ، وَ لَوْلا فاطِمَةُ لَما خَلَقْتُكُما؛ اي احمد! اگر تو نبودي، موجودات را نمي‏آفريدم، و اگر علي(ع) نبود، تو را نمي‏آفريدم، و اگر فاطمه(س) نبود شما دو نفر را نمي‏آفريدم."1

نيز پيامبر(ص) فرمود: "رائحةُ الأنبياء رائحةُ السَّفَرْجَل، وَ رائحَةُ الْحُورِ الْعَيْنِ رائحَةُ الآس، وَ رائحَةُ الْمَلائكَةِ رائحة الْوَرْدِ، وَ رائحة اِبْنَتِي فاطِمَةَ الزَّهْراء رائحةُ السَّفَرْجَلِ والآس وَالْوَرْدِ؛ بوي پيامبران همچون بوي "بِه" است، بوي بانوان بهشت، همچون بوي درخت مورد (شبيه درخت انار كه برگ و گل خوشبو دارد) مي‏باشد، بوي فرشتگان همچون بوي گل سرخ است، و بوي دخترم زهرا(س) همچون بوي به و مورد و گل سرخ است."2

اين دو حديث عميق، حاكي از آن است كه وجود مقدّس حضرت زهرا(س) در جهان معنا و آشكار، عصاره نيكيها و ارزشهاست، و خوي و سرشت و زيبايي ظاهر و باطن پيامبران، بانوان بهشت و فرشتگان، در يكجا در وجود پربركت حضرت زهرا(س) جمع است. بنابراين زندگي درخشان او، سزاوار و شايسته است كه الگوي زندگي انسانها شده تا آنها به سعادت و پيروزي دو جهان نايل شوند، چنان كه حضرت قائم آل محمد (ص) او را الگو قرار داده و فرمود: "وَفِي اِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ لِي اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ زندگي دختر پيامبر(ص) (حضرت زهرا عليهاالسلام) الگوي شايسته‏اي براي من است."3
بر همين اساس، نظر شما را به چند نمونه از سيره رفتاري آن بزرگ بانوي تكرار ناپذير تاريخ جلب مي‏كنيم، تا درسهاي سازنده‏اي فرا راه ما باشد:

حمايت از پيامبر (ص)  در خردسالي
پيامبر(ص) در مكّه مي‏زيست، هنوز به مدينه هجرت نكرده بود، حضرت زهرا(س)، در آن هنگام خردسال بود، روزي يكي از مزدوران مشرك به تحريك ابوجهل، با افكندن شكمبه گوسفند به طرف پيامبر(ص) كه در سجده به سر مي‏برد، به آن حضرت اهانت كرد، و همپالكي‏هاي او خنديدند، در اين هنگام كه هيچ كس جرئت دفاع از پيامبر(ص) را در خود نمي‏ديد، حضرت زهرا(س) با شتاب خود را به پيامبر(ص) رسانيد، شكمبه را به كنار انداخت، و با صلابت و شجاعت، ابوجهل و مزدورانش را زير رگبار سرزنش خود قرار داد، و آنها را با شمشير زبان، مجازات نموده و نفرين كرد.4

نيز در يكي از روزها فاطمه(س) در كنار كعبه بود، گروهي از مشركان را در حجر اسماعيل ديد، هوشمندانه كنجكاوي كرد تا علّت اجتماع آنها را دريابد، چنين دريافت كه آنها با سه بت لات، عُزّي و منات پيمان مي‏بندند تا به طور گروهي به پيامبر(ص) حمله كرده او را بكشند، فاطمه(س) در حالي كه اشك از ديدگانش جاري بود، با شتاب به محضر پدر آمد و توطئه مشركان را گزارش داد.

پيامبر(ص) از دخترش آب طلبيد و وضو ساخت و سپس كنار كعبه رفت، هنگامي كه مشركان پيامبر را ديدند، به يكديگر گفتند: "اين است كه مي‏آيد..." آنها با ديدن چهره نوراني و شكوهمند پيامبر(ص) آن چنان سرافكنده و وامانده شدند كه هيچ كدامشان جرئت دست درازي به سوي آن حضرت را نيافتند، پيامبر(ص) مشتي خاك از زمين برداشت و به صورت آنها پاشيد و فرمود: "شاهَتِ الْوُجُوهُ؛ زشت باد روي شما." آن خاك به هر كدام از آنها رسيد، در روز جنگ بدر به دست دلاورمردان اسلام هلاك شد.5

ارزش علم و آگاهي بخشي
حضرت زهرا(س) به علم و دانش و آگاهي بخشي، اهميت بسيار مي‏داد، و خود مخزن علم الهي بود، و اندوخته‏هاي علم لدنّي و اكتسابي او در سطحي بود كه امامان معصوم(ع) از آن استفاده مي‏بردند، و از آن به عنوان "مصحف فاطمه" ياد مي‏كردند6 در اين راستا نظر شما را به حادثه جالب زير كه بيانگر جدّيت حضرت زهرا(س) به آگاهي بخشي است جلب مي‏كنيم:
روزي بانويي به محضر حضرت زهرا(س) آمد و عرض كرد: "مادرِ ناتواني دارم كه درباره نماز به احكام و مسائلي ناآگاه است، مرا نزد شما فرستاده، تا آن احكام را از شما بپرسم." فاطمه زهرا(س) فرمود: بپرس.

او ده سؤال، پشت سرهم پرسيد و پاسخ آنها را دريافت كرد، آن‏گاه از بسياري سؤال خود شرمنده شد و عرض كرد: "اي دختر رسول خدا، بيش از اين شما را زحمت نمي‏دهم." فاطمه(س) فرمود: آنچه نمي‏داني بپرس، آيا شخصي را مي‏شناسي كه در برابر صدهزار دينار (مثقال طلا) اجير شود كه فقط يك روز بار سنگيني را بالاي بام ببرد، و اظهار خستگي كند؟ او عرض كرد: نه. فاطمه(س) فرمود: "من نيز در پيشگاه خدا اجير شده‏ام كه در برابر هر مسأله‏اي كه مي‏پرسي، و به تو پاسخ مي‏دهم، پاداش بسيار بگيرم كه اگر بين زمين تا عرش را پر از گوهر ناب كنند و به من بدهند باز ارزش آن پاداش، بيشتر است، بنابراين من سزاوارتر از آن هستم كه اظهار خستگي نكنم، من از پدرم رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: علماي شيعه ما در قيامت به مقدار علمشان و به اندازه تلاششان در راهنمايي مردم، پاداش مي‏برند."7

جدّيت در حفظ حريم عفاف
روزي مرد نابينايي، پس از اجازه، به خانه فاطمه(س) آمد، پيامبر(ص) در آن جا حاضر بود، فاطمه(س) خود را از آن نابينا پوشانيد و از او فاصله گرفت، پيامبر(ص) به او فرمود: "چرا از مرد نابينا فاصله گرفتي، با اين كه او تو را نمي‏بيند؟"  فاطمه(س) پاسخ داد: "او اگر مرا نمي‏بيند من كه او را مي‏بينم، وانگهي او بو را استشمام مي‏كند." رسول خدا(ص) به نشانه تصديق گفتار فاطمه(س)، خطاب به او فرمود: "أَشْهَدُ اَنّكِ بَضْعَةٌ مِنّي؛ گواهي مي‏دهم كه تو پاره تن من هستي."8

جلوه‏اي از ايثار در خانه فاطمه(س)
نيازمندي گرسنه به محضر رسول خدا(ص) آمد، و تقاضاي غذا كرد، كمبود غذا به گونه‏اي بود كه در خانه فاطمه(س) جز اندكي از آن براي كودكانش نبود، حضرت علي(ع) شبانه آن نيازمند گرسنه را به خانه خود برد و ماجرا را به فاطمه(س) گفت. فاطمه و افراد خانواده‏اش همان اندك غذا را به آن ميهمان فقير دادند، و خود در تاريكي در كنار سفره، دهان خود را تكان مي‏دادند تا فقير گمان كند كه آنها نيز همراه او غذا مي‏خورند، فقير از آن غذا خورد و سير شد و در حالي كه گمان مي‏كرد فاطمه(س) و افراد خانواده‏اش نيز سير شدند، صبح آن شب، فاطمه و فرزندانش همراه علي(ع) نزد پيامبر(ص) آمدند، پيامبر(ص) به چهره آنها كه نشانگر گرسنگي آنها بود نگاه كرد و در حالي كه خنده بر لب داشت، آيه نهم سوره حشر را، كه در شأن آنها نازل شده بود، خواند: "وَ يُؤثِروُنَ عَلي أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ؛ آنان تهي‏دستان را بر خود مقدّم مي‏دارند، هرچند كه خود به شدّت در فشار گرسنگي و تهيدستي باشند."9

همسرداري حضرت زهرا(س) و كمال رضايت علي(ع) از او
پيامبر هنگام عروسي زهرا(س) به او فرموده بود: "دخترم! با همسرت رفتار نيكو كن، و در هيچ كاري از دستورش سرپيچي نكن." اين سخن همواره آويزه گوش حضرت زهرا(س) بود، او حدود نُه سال كه همسر علي(ع) بود، هرگز علي(ع) را ناخشنود نكرد، بلكه همواره مايه نشاط و خشنودي علي(ع) مي‏شد، و اندوه علي(ع) با ديدار حضرت زهرا(س) برطرف مي‏گشت، در اين راستا، حضرت علي(ع) مي‏فرمايد: "سوگند به خدا من زهرا(س) را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين نكردم، او نيز مرا خشمگين نكرد، و هيچ گاه موجب ناخشنودي من نشد... من هرگاه به چهره زهرا(س) نگاه مي‏كردم، هرگونه غم و اندوه از من برطرف مي‏شد."10

روزي پيامبر(ص) از علي(ع) پرسيد: "زهرا(س) را چگونه همسري يافتي؟." علي(ع) در پاسخ عرض كرد: "نِعْمَ الْعَوْنُ عَلي طاعَةِ اللّهِ؛ او را در راستاي اطاعت خداوند ياوري نيكو يافتم."11
بي‏توقّعي زهرا(س) از همسرش علي(ع) در حدّي بود كه در طول نُه سال زندگي مشترك همسري، حتي براي يك بار، تقاضاي مادّي از علي(ع) نكرد، روزي به خانه حضرت زهرا(س) غذا نرسيد، حضرت زهرا(س) اندوخته غذايي خود را به كودكان گرسنه‏اش داده بود، و خود شب را گرسنه‏تر از آنها به سر برد، علي(ع) بامداد آن شب، از حضرت زهرا(س) تقاضاي غذا كرد، حضرت زهرا(س) ماجرا را به عرض علي(ع) رسانيد، علي(ع) فرمود: "در چنين وضعي چرا به من نگفتي تا به جستجوي غذا بپردازم؟" فاطمه(س) در پاسخ گفت: "انّي لاَسْتَحْيِي مِنْ اِلهي اَنْ تَكَلَّفَ نَفْسَكَ ما لا تُقَدِّرُ عَلَيْهِ؛ من از خدايم شرم كردم كه موجب شوم تا شما خود را در فشار قرار دهي، و بر چيزي كه مقدورت نيست، خود را به زحمت افكني."12

دخالت در امور سياسي
حضرت زهرا(س) به جهان بيني وسيع اسلام، آگاهي و توجّه كامل داشت، و مي‏دانست كه بخش وسيعي از اسلام، امور سياسي است، از اين رو به طور جدّي و عميق، در آن دخالت مي‏كرد، مسأله امامت و رهبري، از اركان اصلي سياست اسلامي است، آن حضرت براي اثبات امامت و رهبري اميرمؤمنان علي(ع) تا پاي جان ايستادگي كرد، و در اين راستا به شهادت رسيد، هر فراز از خطبه و گفتار مختلف او در اين مورد، بيانگر بينش سياسي او در سطح بسيار عالي و ژرف است. حتي بخشي از وصيّت او جنبه سياسي دارد و يك نوع مبارزه با خودكامگان تيره‏دل، براي اثبات رهبري حقّ است. و حتّي در يك احوالپرسي ساده، مسائل سياسي را مطرح مي‏كرد؛ به عنوان مثال: يك روز از روزهاي آخر عمر زهرا(س)، اُمّ سَلَمه (يكي از همسران پيامبر) براي احوالپرسي به بالين حضرت زهرا(س) آمد و عرض كرد: "حالت چطور است؟!" حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: "اَصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ؛ فَقدِ النَّبِيّ وَ ظُلْمِ الْوَصِيِّ، هُتِكَ وَاللهِ حِجابُهُ، مَنْ اَصْبَحَتْ اِمامَتُهُ مُقْتَضَبَةً عَلي غَيْرِ ما شَرَعَ اللهُ...؛ صبح كردم در حالي كه در ميان حزن شديد و اندوه بزرگ هستم، از يك سو جدايي و فراق پيامبر(ص)، و از سوي ديگر ظلمي كه به وصيّ او علي(ع) روا داشتند، به طوري كه حريم حرمتش دريده شد، و به رغم قرآن و سنّت پيامبر(ص) مقام امامتش ربوده شد، و كينه‏هاي به جا مانده از جنگ بدر و اُحد را آشكار ساختند، بندهاي ايمانشان بريد، و در نتيجه به جاي ياري علي(ع) به سوي ديگران رفتند..."13


 پاورقيها:
1 ) علاّمه شيخ عبداللّه بحراني، عوالم العلوم، ج11، ص26؛ شيخ علي نمازي، مستدرك سفينة البحار، ج3، ص334؛ مولي ابوالحسن فاضل مرندي، مجمع النّورين و ملتقي البحرين،ص187.
2 ) علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج62، ص177.
3 ) همان، ج53، ص180.
4 ) الشّيخ محمد الجُعفي، صحيح بخاري، ج5، ص8.
5 ) الشيخ محمد بن علي بن شهر آشوب، مناقب آل ابيطالب، ج1، ص71.
6 ) اصول كافي، ج1، ص240 ـ 242.
7 ) زين الدّين علي بن احمد عاملي، شهيد ثاني، مُنية‏المريد،ص2.
8 ) علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص91.
9 ) علامه طبرسي، مجمع البيان، ج9، ص60.
10 ) علي بن عيسي اِربِلي، كشف الغمّه، ج1، ص491 و 492.
11 ) علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص117.
12 ) علي بن عيسي اِربِلي، كشف الغمّه، ج2، ص27 و 28.
13 ) علاّمه مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص156 و 157.

 

+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در جمعه 17 اردیبهشت1389 و ساعت 15:46 |

شايد در عرف ما مناجات همين مراسمى باشد كه سحرهاى ماه رمضان در بلندگوها يا در مأذنه‏ها، كسانى با صداى بلند، اشعار و دعاهايى مى‏خوانند؛ ولى.......


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در جمعه 20 فروردین1389 و ساعت 9:58 |

هنگامى كه نام خدا برده مى شود یك دنیا عظمت، قدرت، علم، و حكمت در قلب انسان متجلى مى شود، چرا كه او داراى اسماء حسنى و صفات علیا و صاحب تمام كمالات و منزه از هر گونه عیب و نقص است. توجه مداوم به چنین حقیقتى كه داراى چنان اوصافى است، روح انسان را به نیكی ها و پاكی ها سوق مى دهد و از بدیها و زشتیها پیراسته مى دارد و به تعبیر دیگر، بازتاب صفات او در جان انسان تجلى مى كند.

توجه به چنین معبود بزرگى موجب احساس حضور دایم در پیشگاه اوست و با این احساس، فاصله انسان از گناه و آلودگى بسیار زیاد مى شود. یاد او یادآورى مراقبت اوست، یاد حساب و جزاى اوست، یاد دادگاه عدل او و بهشت و دوزخ اوست و چنین یادى است كه جان را صفا، و دل را نور و حیات مى بخشد.

به همین دلیل، در روایات اسلامى آمده است هر چیز اندازه اى دارد جز یاد خدا كه هیچ حد و مرزى براى آن نیست.

 امام صادق(علیه السلام) طبق روایتى كه در كافى آمده است مى فرماید:

«ما مِنْ شَىء اِلاّ وَلَهُ حَدٌّ یُنْتَهى اِلَیْهِ، اِلاّ الذِّكْر، فَلَیْسَ لَهُ حَدٌّ یُنْتَهى اِلَیْه;

هر چیزى حدى دارد كه وقتى به آن رسد پایان مى پذیرد جز ذكر خدا حدى كه با آن پایان گیرد، ندارد»

+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در شنبه 14 فروردین1389 و ساعت 8:25 |

بهار آمد وباز نیامدی.بهار که نزدیک می شود, خسته از سرمای سنگین زمستان در انتظار یک نسیم بهار به دنبال یک جوانه کوچک بر شاخه درخت که پیک نوبهار باشد, همه شاخه ها را جستجو می کنیم.

غبار یک زمستان طولانی را از چهره خانه می زداییم. شیشه ها را از کدورت خاک پاک می کنیم. باغچه را از بذر گل های ناب پر می کنیم. گوشه گوشه خانه را به زلال انتظاری شیرین می شوییم ودر دل شمیم عطر دل کش بهار را دوره می کنیم وسلامی نو وتازه را بارها در ترنم ذهنمان مرور می کنیم تا گاه آمدن بهار مهیا باشیم. سر در خانه مان را به نام مبارک مهدی(عج) آل محمد متبرک کنیم و سوگند بخوریم که تا آمدن بهار به ولایت بهار مومن بمانیم. دوستدارش باشیم. تسلیم امر او باشیم و دشمن هرکه با بهار دشمن است. آنچه حق است وعده خداست که مهدی موعود می آید وآنچه بر ماست آراستن جان بی قابل است تا لایق درگاه دوست گردیم. بهار آمد وباز تو نیامدی....

+ نوشته شده توسط انصار 1 در دوشنبه 9 فروردین1389 و ساعت 0:42 |

خدایا !

آدینه های بسياری را به انتظار مهدی موعودت با ندبه ها گريسته ايم ٬ بارها  نام ((يا مهدی )) را بلند بلند فرياد زده ايم ٬ حتی پنجره ها ٬ با ما هم صدا شده اند مثل تمام نيلوفران دعا اما نمی دانيم چرا نمی آيد وشهر دل های غم گرفته مان را با ظهورش ترانه عشق و اميد بخشد .

+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در جمعه 21 اسفند1388 و ساعت 19:17 |
پیش ثبت نام عتبات عالیات از ساعت 8 صبح روز شنبه مورخ 17/11/88 لغایت ساعت 24 روز پنج شنبه 22/11/88 شروع شد.

متقاضیان تشرف به عتبات عالیات می توانند جهت ثبت نام به وب سایت زیر مراجعه نمایند.

http://www.atabat.haj.ir/

+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در چهارشنبه 21 بهمن1388 و ساعت 0:44 |
بازخواني بيانات رهبرتصوير اصلي را ببينيدي درباره محرم و عاشورا

نام امام حسين عليه‏السّلام را خدا بزرگ كرده است

خصوصيت حكومت پيامبر (ص) اين بود كه به جاى ابتناء بر ظلم، ابتناء بر عدل داشت.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در بياناتي به مناسبت تاسوعاي حسيني به بررسي ابعاد مختلف قيام امام حسين (ع) پرداختند و مي‌فرمايند: «... يك جمله در زيارت اربعين امام حسين (عليه‏الصّلاةوالسّلام) ذكر شده است كه مانند بسيارى از جملات اين زيارت‌ها و دعاها، بسيار پرمغز و در خور تأمل و تدبر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد جراح در چهارشنبه 16 دی1388 و ساعت 13:53 |
كانَ الحسنُ بنُ علىٍ اِذاَ تَوَضََّأ تَغَيَّرَ لَونُهُ وَ ارتَعَدَت مَفاصِلُهُ، فَقِيلَ لَهُ فى ذلك فَقالَ عليه السلام: حَقٌ لِمَن وَقَفَ بَينَ يَدَى ذِى العَرشِ اَن يَصفَرَّ لَونُهُ وَ تَرتَعِدَ مَفاصِلُه
 
امام حسن عليه السلام هنگام وضو رنگشان دگرگون مى‌شد و بندبند وجودشان مى‌لرزيد. از حضرت پرسیده شده چرا اینگونه می‌شوید؟ فرمودند: سزاوار است كسى كه در پيشگاه خداوند مى‌ايستد رنگش پريده، بندبند اعضايش ‍ بلرزد.
 
بله اگر خیلی از ماها هم خداوند تبارک و تعالی را با پوست و استخوانمان درک می‌کردیم، آنجور که سرما را حس می‌کنیم، بی شک مثل امام حسن علیه السلام، یا نه، مثل آن وقتی که سردمان می‌شود، می‌لرزیدیم. حالا چه کار کنیم پس؟ شاید بد نباشد از نماز اول وقت شروع کنیم. خوب است وقتی الله اکبر اذان را شندیم خودمان را به لرزیدن بزنیم و بدویم که نمازمان را بخوانیم. من مطمئنم که بالاخره اثرش را می‌گذارد. انشاءالله
بحارالانوار ، ج 80 ، ص 346
+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در دوشنبه 14 دی1388 و ساعت 23:50 |

* محرم ماهي است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به اثبات رسانده است كه در  محرم ماهي است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ،  و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بني اميه،  كه اسلام را تا  لب پرتگاه برده بودند ، رهايي بخشيد.

    


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط جواد جراح در جمعه 11 دی1388 و ساعت 19:25 |

در مورد استخاره من در ابتدا داستانى را (باواسطه) از قول مرحوم کشميرى نقل مى کنم، شايد زواياى موضوع روشن شود. در نجف اشرف افراد زيادى خدمت ايشان مى رسيدند و استخاره مى کردند. به ذهن ايشان آمده بود که من خيلى مهم شده ام، چون مردم تمام امور زندگى خود را با استخاره هاى من تنظيم مى کنند. يک روز که مشرف مى شوند به زيارت حضرت على(ع) مى بيند که يک طرف صحن شلوغ است و عده زيادى اطراف يک زن معمولى و بى سواد جمع شده اند و از او استخاره مى خواهند. به زن پيغام مى دهد بيا من سؤالى دارم. از آن زن مى پرسد: داستان چيست؟ او مى گويد: زندگى بسيار سختى داشتم، تا اينکه متوسل به حضرت امير(ع) يا حضرت ابوالفضل(ع) مى شود. ـ ترديد از من است ـ در آن حالت توسل، آقا به من فرمود: استخاره کن و پول بگير. گفتم: استخاره بلد نيستم و اصلا سواد ندارم. حضرت مى فرمايند: برو دو فلس بده و يک تسبيح بخر، بعد همين طور دانه هاى تسبيح را بشمار ما به تو همه چيز را مى گوييم. بعد به آقاى کشميرى مى گويد: در گوش من مطالبى گفته مى شود که منطبق بر زندگى مردم است. غرضم از ذکر اين داستان اين است که استخاره اصلا جنبه استدلالى و فکرى ندارد. البته در همه جا اين طور نيست. ما دو نوع استخاره داريم: يک استخاره همان استخاره اى است که در کتاب هاى فقهى پيرامون آن بحث شده و روايت هم دارد و انواع مختلفى هم برشمرده اند، اين نوع استخاره ممکن است مطابق با زندگى شما باشد و يا نباشد. در اين جا نوعى استنباط و فهم از قرآن وجود دارد. در نوع دوم استخاره به بعضى از افراد نوعى اجازه باطنى داده مى شود که ديگر استدلال ندارد و به فهم و استنباط مربوط نمى شود و در اکثر اوقات جواب ها کاملا مطابق با واقع در مى آيد. لذا مى شود که از يک آيه دو جور مطلب به ذهن استخاره کننده بيايد که هر دو مطلب نيز مطابق با واقع باشد. در باره خودم هم يک قضيه اى اتفاق افتاد که خيلى قابل توضيح نيست. حتى با يک حالت تندى بعد از مدتى از آن واقعه به من گفته شد: پس دنبال فلان مقام هستى که استخاره نمى کنى؟ پس مردم کجا بروند؟ معنايش اين بود که فکر مى کنى استخاره کردن برايت عيب است. به هر حال برقى زده شد و چون تطابق زياد بود و تجربه هاى شيرين فراوان، تاکنون ادامه داده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط غلام رضا شامیری در دوشنبه 7 دی1388 و ساعت 21:54 |